ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1282
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
بينندگان نهان ساخته است [ 1 ] . اگر مرگ نزد من بيايد « آرزومندانه » در همان دم آن را استقبال ميكنم . و هر كه از اين پس بميرد اى مردم ! « از درد و رنج » آسوده مىشود . كبوتر به من گفت [ 2 ] اين بالهاى سفيد من از اشكهاى خونين رنگين شده است . و تا روز قيامت طوق وفادارى در گردن من است . اما هنگامى كه بدن من بخاكستر مبدل شود سر منقار من كه همچون اخگر فروزانى بجاى خواهد ماند ، داستان « غمانگيز مرا » منتشر خواهد كرد . « آن وقت » كبوتران گوناگون بر من ندبه مىكنند و مىگريند . و گروهى كه رنج و مشقت دورى و هجران ( يار ) را تحمل كردهاند « دردهاى درونى خويش را » آشكار خواهند ساخت . اى دنياى بهجت افزا كه من در تو از آسايش و خوشى بهرهمند نشدم ، خدا حافظ ! اين زجل را مردم فاس پسنديدند و بسيار بدان شيفته شدند و بر اسلوب آن بنظم ازجال پرداختند ، ولى اعراب ( حركات آخر كلمه ) را كه به كار آنان نمىآمد فرو گذاشتند و اين نوع شعر در ميان آنان شايع شد و بسيارى از زجل سرايان در آن مهارت و شهرت يافتند و انواع گوناگون ديگرى از آن بوجود آوردند از قبيل : مزدوج و كازى [ 3 ] و ملعبه و غزل . و بر حسب اختلاف مزدوج كردن ( ترتيب دادن ) قوافى و ملاحظات ديگرى كه شاعران در اين باره داشتند اشعار مزبور را باسامى گوناگونى ميخواندند از
--> [ 1 - ) ] باد اگر در من اوفتد ببرد * كه نمانده است زير جامه تنى ( سعدى ) [ 2 - ) ] در چاپهاى مصر و بيروت و نسخهء خطى « ينى جامع » زجل در اينجا پايان مىيابد و دو شعر بعد در آنها ديده نميشود . و دسلان مىگويد كه در ترجمهء تركى مقدمه نيز نيست . [ 3 - ) ] اين كلمه در چاپها و نسخههاى مختلف بصورتهاى : كارى ، كازى ، كاذى ، كازى و مكارى آمده است و ضبط صحيح آن معلوم نشد .